گفتگوی بی پایان ستاره با مادرش به وقت مردن

سلام

جشنواره صلحم تموم شد . البته قراره اسمشو نذاریم جشنواره ! منظورم از تموم شدن فقط تموم شدنش توی سال ۹۰ نیست . فکر میکنم پروندش برای همیشه بسته شد . البته خدا را چه دیدید . شاید دوره چهارمی هم در راه باشه به هر ترتیب گذشت و من با ستاره از گروه راد شرکت داشتم . من و ستاره  تنها .   

خدا رو شکر که تماشاچی ها ازمون راضی بودن هم از من هم از ستاره همین برام کافی بود . حالا اگر بازی ما گوشه چشم هیئت منتقدین را گرفته بود خوب دیگه چه بهتر ! اما جا داره واقعا از چند نفر واقعا تشکر کنم .هم گروهیم حامد اسماعیل وند که واقعا در زمینه کارگردانی مشاوره های بی دریغی در اختیارم گذاشت و دو نفر غیر هم گروهیم احمد ظفر نمون و رضا رجایی که خیلی زحمت کشیدند تا روز اجرا منو ستاره احساس غربت و تنهایی نکنیم و رضا رجایی با اجرای خوب موسیقی به کار انرژی تازه ای داد . احساس میکنم این دوستان واقعا تئاتری های دلسوزی هستند که غم تئاتری رو درک میکنند و به کمکش میرن . وگرنه من دوستان زیاد دیگه ای هم داشتم !

در ضمن همراه همیشه من رامین رستمی که بار عمده کارهای تئاتری من رو با جون و دل به دوش میکشه . چیزی جز یک تشکر از ته دل برای گفتن ندارم .

این اتفاقات برای من در این دوره ی صلح تجربه  شیرینی بود امیدوارم گروه بندی ها در بین بقیه بچه های گل تئاتری ارومیه هم ایجاد هیچ فاصله ای نکنه و هر کس به کمک تئاتری احتیاج داشت از هر گروهی هستیم بهش برسیم و تنهاش نذاریم .

 

ترافیک در سالن شمس ارومیه

بوی جشنواره استانی در فضای هنری ارومیه هم پیچیده است و به همین جهت گروههای تئاتری برای تمرین راهی تنها سالن نیمه استاندارد تئاتر شده اند و ترافیک ساعات تمرین به اوج خود رسیده است . انجمن نمایش که قصد دارد پلیس راهنمایی این ترافیک باشد امور برنامه ریزی سالن را برعهده گرفته و قرار است جلسه ای با کارگردانان برگزار کند.

این موضوع به کنار ! سالهاست که مسئولان بلند پایه و کوتاه پایه برای مقایسه مدیریت شان آمار مقایسه ای با سالهای قبل ارایه می کنند تا همه ببینند که چه مدیریتی داشته اند ! حالا کسی نیست از متولیان فرهنگی و غیره فرهنگی که به میدان فرهنگ و هنر همیشه سرک می کشند یاد آوری کند که : وقتی جمعیت ارومیه ۱۰ برابر جمعیت فعلی بود سالن سینما ۵ و سالن نمایش ۳ مورد در آمارها ذکر میشد و حالا با انفجار جمعیتی این آمار به ترتیب به ۳ و ۱ سالن تقلیل یافته است. چرا ؟ هنوز به خاطر داریم ساخت فیلمهای سینمایی چندین سال پیش مانند : اتوبوس - مترسک - ایستگاه را که اهالی تئاتر و سینمای ارومیه آفریدند و کم کم ارومیه داشت به قطب هنری کشور تبدیل میشد و حالا چه ؟ و بازهم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دو خبر ناخوش برای اهالی تئاتر ارومیه

در چند پست قبلی دو خبر خوش به اهالی تئاتر ارومیه دادیم که متاسفانه در چند روز گذشته بعلت درجه حرارت ۴۰ درجه ای گرمازده و ناخوش شده اند اول اینکه تاریخ جشنواره استانی ۳۶ مهرماه به مدت ۴ روز شد. دوم آن که کار تعمیرات امور فنی سالن شمس که قرار بود تا ۱۵ مرداد پایان گیرد همچنان ادامه دارد و تاریخ اتمام عملیات هنوز مشخص نیست.

درخشش دو نمایش از اعضای گروه راد در همایش ! صلح

بالاخره پرونده تئاتر صلح  در ارومیه بس از فراز و نشیبهای فراوان بسته شد و  پدرام رحمانی دو جایزه بهترین کارگردانی و طراح صحنه را به خود اختصاص داد. شادی امیری نیز برای بازی در نمایش گفتگوی بی پایان ستاره با .... جایزه بهترین بازیگر زن را از دیگر رقبای خود ربود. برای این دو عضو گروه راد آرزوی موفقیت داریم.

مخاطب تئاتر کجاست ؟

سالهاست که مردم با سالنهای تئاتر قهر کرده اند و اهالی تئاتر به نوعی خود را گول میزنند که تئاتر مخاطب خاص دارد و خالی بودن صندلی تماشاگران امریست عادی ! جشنواره و گه گاه اجرای عموم ! می زنیم و خودمان به خودمان جایزه های رنگارنگ می دهیم صدای سوت و کف مان سالن را پر می کند و البته مردم را لایق دیدن تئاترمان نمی دانیم !

یکی از کارگردانان بنام کشورمان تعریف می کند که زمانی سینمای ایران را علی رغم دیدن فیلمهای خارجی مرکز ثقل سینمای دنیا متصور بوده است  اما وقتی نیم نگاهی  از پنجره دنیای ارتباطات به بیرون انداخته دیگر آن تصور خیالی و باطل را کنار گذاشته و این باعث پیشرفت سریع او شده است . حالا ما هم با چند اجرا  و جایزه  خودی اگر تصور کنیم که دنیای تئاتر همین است هرگز راه به جایی نخواهیم برد تا چشمهایمان را بشوریم و جور دیگر به  هنر تئاتر نگاه کنیم تا بتوانیم پله های ترقی را به سرعت طی کنیم.

اگر سری به تاریخ بزنیم خواهیم دید شخصی چون شکسپیر چه مسیری برای جذب تماشاگران و ثبت شناسنامه هنری خود داشته است :

در تيتوس آندرونيكوس نبوغ شكسپير كاري از پيش نبرد; تقليد رهنمون او شد و رقص زننده مرگ را عرضه داشت. در روي صحنه تيتوس فرزند خود را ميكشد، و ديگران داماد او را به قتل ميرسانند; عروسي كه در پشت پرده هتك عصمت ميشود با زبان و دستهاي بريده و دهان خون‌آلود به روي صحنه ميآيد، خائني دست تيتوس را در مقابل چشمان حريص مردم عوامي كه در كف حياط ايستاده‌اند، ميبرد; سرهاي بريده دو تن از فرزندان تيتوس به تماشاگران نشان داده ميشود; پرستاري نيز روي صحنه به قتل ميرسد. منتقداني كه به شكسپير احترام ميگذارند، كوشيده‌اند كه قسمتي يا همه مسئوليت اين قتل عام را به گردن همكاران او بيندازند، به اين خيال باطل كه شكسپير نميتوانسته است مزخرف بنويسد. ولي او از اين گونه مطالب بسيار نوشته است.

شكسپير در حدود 1591 شروع به نوشتن نمايشنامه كرد. وي ظاهرا در آغاز به كار تصحيح و اصلاح نمايشنامه‌ها جهت شركت خود اشتغال داشت و از اين مرتبه به مقام همكاري رسيد; به نظر ميرسد كه سه قسمت هنري ششم (1592) اثري باشد كه در اين دوره با شركت ديگران نوشته شده است. از آن تاريخ به بعد، شكسپير شروع به نوشتن نمايشنامه، از قرار تقريبا دو نمايشنامه در يك سال كرد كه مجموع آن به سي و هشت نمايشنامه رسيد. چند نمايشنامه اولي او، يعني كمدي اشتباهات (1592)، دو نجيب‌زاده از ورونا (1594، و رنج بيهوده عشق (1594) سبك بي‌ارزش، و پر از شوخيهاي خسته كننده است.

شكسپير تا پنج سال به طور كلي به ساختن كمدي مشغول بود; شايد وي درك كرده بود كه آدميزادگان معذب فقط به كساني كه او را با خنده يا خيال خوش ميكنند، بهترين پاداشها را ميدهند. روياي نيمه شب تابستاني مزخرفي بيش نيست، ولي مندلسون به آن زيبايي و لطف بخشيد; آن خوب است كه پايانش نيكوست به دسيسه هلنا از خطر رها نشده است; هياهوي بسيار بر سر هيچ با عنوانش مطابقت دارد; شب دوازدهم فقط از اين لحاظ قابل تحمل است كه ويولا جوان بسيار زيبايي است; رام كردن زن پتياره نخست باورنكردني است; زنان پتياره هرگز رام نميشوند. تمام اين نمايشنامه‌ها به خاطر كسب منفعت و به منظور جلب توجه عوام براي پركردن تماشاخانه و گردآوري پول براي روز مبادا بود.

 

دو خبر خوش برای اهالی تئاتر ارومیه

خبر اول این که شروع عملیات فنی سالن شمس از تاریخ ۴/۵/۹۰ شروع شد بنا به گفته پیمانکار این اصلاح سیستم های فنی تا تاریخ ۱۵/۵/۹۰ خاتمه خواهد یافت و بهره برداری از آن آغاز می شود همچنین مقرر شده گروههای تئاتر مسئول نور و صدای خود را مشخص کرده تا با آموزش در اتاق فرمان گروهها را در اجرا یاری کنند. البته ممکن است یک نفر برای چند گروه کار کند. تعداد این اشخاص مجوز دار برای اتاق فرمان چهار نفر اعلام شده است که دستمزد خود را از گروهها یا نهادهای برگزار کننده اجرا و مراسم دریافت خواهند کرد.

خبر دوم مربوط به جشنواره استانی است که از قرار جشنواره در تاریخ ۲۴/۷/۹۰ به مدت چهار روز برگزار خواهد شد و کلیه گروههایی که تا ۱۰/۷/۹۰ اجرای عموم داشته باشند مجوز ورود به انتخاب برای جشنواره را کسب خواهند نمود.