نمایشنامه خیابانی ( بازگشت ) ویژه دفاع مقدس - فردین میلانی صدر
· تعقیب و گریز دو جوان در خیابان – جوانی که فرار میکند یک کیف در دست دارد ( اصغر) و جوانی که او را دنبال میکند ( فرهاد ) چند بار دستاش به بدن اصغر میخورد ولی موفق نمیشود او را متوقف کند تا اینکه بالاخره او را میگیرد و سعی میکند کیف را از او بگیرد ولی مقاومت اصغر مانع از آن میشود. کیف در دست اصغر باقیمیماند. هر دو خسته هستند.
فرهاد : آدم شو اصغر !
اصغر : من آدمم تو دیوونه شدی.
فرهاد : گندهتر از دهنت مینالی !
اصغر : بابا گیر سه پیچ نده .